در روزهای 27 و 28 خرداد88 با میزبانی ناحیه 2 سنندج در رشته جغرافیا برگزار گردید
و نتیجه به شرح زیر می باشد
نفر اول: آقای باقی حسن پور شهرستان بانه
نفر دوم: آقای حیدر شاداب شهرستان مریوان
نفر سوم: خانم فرانک رحیمی ناحیه 1 سنندج
در روزهای 27 و 28 خرداد88 با میزبانی ناحیه 2 سنندج در رشته جغرافیا برگزار گردید
و نتیجه به شرح زیر می باشد
نفر اول: آقای باقی حسن پور شهرستان بانه
نفر دوم: آقای حیدر شاداب شهرستان مریوان
نفر سوم: خانم فرانک رحیمی ناحیه 1 سنندج
افریقا یا آفریكه به زبان یونانی به معنی سرزمینی بدون سرما و همیشه گرم است .
افریقا یكی از كانونهای تمدن ساز بشری با تاریخی به قدمت خود تاریخ ، زیبا و سرشار
از منابع طبیعی و موهبت های خدادادی است . برای ما افریقا یاد آور برده داری اولیه
كه جوانان ، زنان و مردان سیاه پوستی از سرزمین و خانه خودشان با زور اسلحه ربوده و
از پدر ، مادر ، خانواده ومردم خود جدا می شدند تا در بنادر و جزایر متعدد در
بدترین وضعیت نگهداری و با سوارشدن به كشتی ها در غیر انسانی ترین شرایط زیستی به
سوی سرنوشت نا معلوم خود رهسپار گردند ، سرنوشت نا معلومی كه چیزی جز فقر ، جهل ،
ظلم ، تبعیض ، تجاوز ، غارت و كشتار نبود . افریقای گذر كرده از برده داری اولیه
اسیر چالشهای عظیمی شد كه نتیجه عملكرد قدرتهای بزرگ و گسترش فقر ، جلوگیری از
پیشرفت و تعالی ، تشدید اختلافات و جنگهای داخلی ، انتشار امراض مسری ، ویرانی
فرهنگها و ارزشهای بومی ، ترویج فساد و مواد مخدر ، سركوب استعدادها وخلاقیتهای
ملتها ، تحمیل ارزشهای غیر بومی و وارداتی و ... بود . سلطه جویی ها و زور گویی های
بعضی قدرتها با اتكا به قدرت، حق خود می دانند منافع نا مشروع خود را با فشار
سیاسی ، تبلیغاتی و اقتصادی ، ایجاد بحرانهای امنیتی ، تفرقه افكنی و اختلافات بین
مردم اقوام و قبایل و اختلاف بین كشورهابدست آوردند و متاسفانه این جریان بعد از
جنگ جهانی دوم تداوم داشته و آنان در اتخاذ چنین رویكردی به هیچ اصل و قانونی
پایبند نیستند . زیاده خواخی های نظام است
عماری یا سرمایه داری غرب( استعمارنوین) با ابزاری همچون حكومتهای دست نشانده در غالب دولتهای مستقل ، حمایت از گروه های شورشی و جدای طلب ،ایجاد درگیری های قومی و بومی با نام توسعه ،دموكراسی ، آزادی ، امنیت و احقاق حقوق ملتها بر تجاوز و تاراج، فتنه ، ظلم و فشار برتلاشهای استكباری خود ادامه میدهند ،سایه های تهدید در جهان امروز مردم و بسیاری از دولتها را تحت الشعا بعضی قدرتهای بزرگ قرار داده است .امروز به رخ كشیدن قدرت نظامی جای خود را با تسخیر بازار تولید مصرف كالاهای داخلی تعویض نموده است .
رهبران بزرگ و مسلمانان آزادی خواه این سرزمین ها با جانفشانی های خود بنیان گذاران نهضت های آزادی طلب و استقلال كشورهای افریقای هستند و با تكامل همان سازمانها پرچم بازیابی هویت فرهنگی غنی ، وحدت ، ثبات و یكپارچگی ،استقلال و پیشرفت اقتصادی كشورهای خط كشی شده افریقا بوجود آمده
است .هیچ چیز به اندازه آفریقای با ثبات و آرامش ، برای مردمان آفریقا و سایر كشورهای جهان نمی تواند مفیید باشد ، بهره گیری از استعداد های درخشان مادی و معنوی و منابع شگرف می تواند معاملات جهانی را تحت تاثیر قرار دهد . سازندگی در عرصه های كشاورزی ، صنعتی ، آموزشی ، بهداشتی و... لازم و مقدمات آن در حال فراهم آوری است . در سرزمینی كه حدود 70 درصد مردم روی خط فقر هستند عدالت جز با حضور مردم برپا نمی شود . پیشبرد صلح ، عدالت و رفاه برای مردم آفریقا آرزوی دست یافتنی است.
آفریقا دومین قاره ی جهان از لحاظ وسعت است و در حدود 20% خشكی های زمین را در بر می گیرد.
قاره ی آفریقا را فلاتی بسیار پهناور می پوشاند كه دور تا دور آن را جلگه های ساحلی در بر گرفته اند . در این قاره ی بزرگ هم جنگل های استوایی را می توان یافت و هم صحراهای بسیار خشك. نیل بزرگترین رود جهان نیز در این قاره جریان دارد.
پایه ی اقتصاد آفریقا بر كشاورزی و استخراج معدن استوار است و صنعت در آن رشد چندانی نیافته است.
قاره ی آفریقا 53 كشور مستقل و 2 سرزمین غیر مستقل دارد.
بیشتر مردم این قاره در روستاها به سر می برند.
از قرن 15 میلادی اروپاییان به این سرزمین پا نهادند از منابع معدنی آن استفاده كردند و مردم را به بردگی گرفتند. استعمار آفریقا تا نیمه ی قرن 20 میلادی ادامه یافت .مردم این سرزمین در پی كسب استقلال خود سالهل مبارزه كردند و سرانجام دست استعمار گران را از این قاره كوتاه كردند.
سرزمین:
فلاتی كه بیشتر این سرزمین را می پوشاند بازمانده ی كهن ترین دوران های زمین شناسی ست. فلات آفریقا به طور متوسط 670 متر از سطح دریا بالاتر است.
بخش بزرگی از قاره ی آفریقا بیابان است . بزرگترین بیابان دنیا كه صحرا یا صحرای بزرگ آفریقا نامیده می شود نزدیك به 33% آفریقا را در بر می گیرد. صحراهای نامیب و كالاهاری در جنوب آفریقا بخش های بیابانی دیگر آفریقا هستند.
رود های آفریقا در مسیر خود آبشار های فراوان دارند كه بلندترین و مشهور ترین آنها آبشار ویكتوریا بر رود زامبری است كه 110 متر ارتفاع دارد . بخشی از رودهای نیل و كنگو قابل كشتیرانی هستند.
دریاچه ی تانگانیكا درازترین دریاچه ی آب شیرین جهان و دومین دریاچه عمیق آب شیرین جهان است. دریاچه ی ویكتوریا دومین دریاچه ی بزرگ آب شیرین جهان است .
به طور كلی آب و هوای بیشتر قاره ی آفریقا گرم است و تنها در شمالی ترین و جنوبی ترین نقاط این قاره نشانه های آب و هوای معتدل به چشم می خورد.
* منطقه ی گرم و مرطوب استوایی افریقا : در دو سوی خط استوا به ویزه در مركز و مغرب آفریقای مركزی/فصل های منظم سالانه وجود ندارد.هوا همواره گرم است و هر روز باران می بارد / وجود جنگل های انبوه استوایی به سبب ریزش باران فراوان
* منطقه ی گرم و مرطوب نیمه استوایی : در دو سوی منطقه ی استوایی اما بخشی از مشرق آفریقای مركزی هم با وجود آنكه روی خط استوا واقع شده به سبب ارتفاع زیاد دارای چنین آب و هوایی ست/ دمای هوا زیاد و دارای دو فصل است : فصل پر باران و فصل خشك / جنگل های تنك علفزارها و چراگاه های فراوان-در اطراف رودهای این منطقه جنگل های انبوه می روید .
*منطقه ی گرم استپی : پس از منطقه ی گرم و مرطوب نیمه استوایی / فصل بارندگی كوتاه است و باران در آن نامنظم می بارد / درختچه ها وبوته های كوتاه و خاردار
* منطقه ی گرم صحرایی : بیشتر صحراهای شمالی و صحراهای نامیب و كالاهاری را در بر می گیرد / باران بسیار كم و نامنظم می بارد هوا بسیار گرم است و گاهی به 50 درجه ی سلیوس می رسد/ از درخت و گیاه نشانه ای نیست .
* منطقه ی معتدل : كرانه های شمالی و جنوبی قاره / كرانه ی شمالی مانند معتدل مدیترانه ای زمستان های ملایم و تابستان های خشك و سوزان دارد – كرانه ی جنوبی مانند معتدل اقیانوسی زمستان های ملایم و تابستان های خنك و پرباران دارد
در صحرای آفریقا تقزیبا جز نخل هیچ درخت دیگری نمی روید. سدر , چوب پنبه , زیتون , نخل , نخل روغنی , ماهون , پاپیروس , آكاسیا , كولا , فرفیون , بااوباب , قهوه , آبنوس , چندل , درخت لاله , لوبلیا و مر از جمله درختان آفریقا هستند.
میمون شمال آفریقا , خارپشت تیرانداز(تشی) ,گوسفند وحشی , آهو , گاو كوهی , بابون , شیر , كفتار , فیل , اسب آبی , تمساح , گوراسب , پلنگ , اكاپی , زرافه , یوز پلنگ , شمپانزه , گوریل , گربه ی وحشی , كرگدن , آردواك(نوعی مورچه خوار) , گوزن آفریقایی , ایمپالا , گاومیش , شیر دریایی , پیتون(ماری بزرگ و غیر سمی) و پرندگانی چون شترمرغ , لكلك مصری , فلامینگو و كركس از جمله جانوران افریقا هستند .



قلعه ماچوپیچو، یکی از مهمترین آثار به جامانده از تمدن باستانی اینکا در کشور پرو که بر فراز کوهی با ارتفاع 2350 متر از سطح دریا ساخته شدهاست، از سال 1983 در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شدهاست. قلعه ماچوپیچو در سال 1440 میلادی ساخته شدهاست و این قلعه و محوطه اطرافش تا سال 1532، یعنی سال فتح پرو توسط کریستف کلمب و نیروهای اسپانیایی، مسکونی بودهاست.

بر اساس شواهد باستانشناسی، ماچوپیچو شهری معمولی نبوده و از آن به عنوان خلوتگاهی برای گذران اوقات فراغت بزرگان اینکا استفاده میشدهاست. این محوطه باستانی از یک قصر بزرگ، چندین معبد که در اطراف حیاط قصر برای خدایان اینکا ساخته شده و حدود 150 خانه برای خدمتگذاران تشکیل شدهاست.
تخمین زده میشود که حداکثر 750 نفر قادر به سکونت همزمان در این شهر که در حدود 5 کیلومتر مربع وسعت دارد، بودهاند و به احتمال زیاد در فصلهای بارانی که سفرهای بزرگان اینکا به ماچوپیچو قطع میشدهاست، جمعیت شهر بسیار کمتر از این تعداد میشدهاست.

اینکاها این محوطه را به خاطر موقعیت جغرافیایی و زمینشناختی استثناییاش برای ساخت ماچوپیچو انتخاب کردهاند. بر اساس اعتقاد اینکاها، شبح سلسله جبالی که در پشت ماچوپیچو به چشم میخورد، نمایانگر چهره اینکا است که سر به آسمان برداشته است.
اینکاها اعتقاد داشتند که سنگها و صخرههای استوار زمین نباید از سرجایشان خارج یا قطعهقطعه شوند و به همین خاطر کل بناهای ماچوپیچو را با قطعه سنگهایی ساختند که به صورت منفرد در کوهستان پیدا میکردند. در ساخت بسیاری از عمارتهای ماچوپیچو از هیچ نوع ملاطی استفاده نشدهاست و معماران اینکا با محاسبات دقیق و برش ظریف سنگها، موفق به ساخت دیوارهای عظیمی شدهاند که درز میان سنگهایش کمتر از یک میلیمتر است.
دیگر ویژگی منحصر به فرد معماری ماچوپیچو، یکپارچگی و ترکیب عناصر معماری با ویژگیهای محیطی است، چنان که معماران اینکا از بسیاری از دیوارهها و تختهسنگهای موجود در محوطه برای ساخت قسمتهای مختلف ماچوپیچو استفاده کردهاند. مجموعه ماچوپیچو را میتوان به سه بخش کشاورزی، مسکونی و مذهبی تقسیم کرد. ورودی اصلی این قلعه در قسمت جنوب غربی آن و در انتهای جادهای موسوم به « مسیر اینکا » قرار داشته است.
اما ورودی فعلی که در جنوب شرقی این محوطه قرار دارد، به محوطههای کشاورزی ماچوپیچو منتهی میشود. در بخشهای کشاورزی ماچوپیچو که از مزارع پلکانی و کانالهای آبیاری تشکیل شدهاست، اینکاها محصولاتی چون سیبزمینی و ذرت میکاشتهاند که با توجه به دورافتادگی این قلعه از دیگر نقاط امپراتوری اینکا، نقش مهمی در تأمین آذوقه ساکنانش داشتهاست.
بخش مسکونی ماچوپیچو که با دیواری از بخش کشاورزی آن جدا شدهاست، از خانههایی با بامهای شیبدار پوشالی و درهای ذوزنقهای شکل تشکیل شدهاست. بعضی از این خانهها دو طبقه هستند که احتمالاً دسترسی به طبقه دوم آنها به کمک نردبانهای طنابی میسر میشدهاست، چرا که در ارتفاعی که ماچوپیچو ساخته شدهاست درخت چندانی برای ساخت نردبان وجود ندارد.
بخش مسکونی ماچوپیچو با میدان بزرگی از بخش مذهبی آن جدا میشود. این بخش باشکوهترین جلوههای هنر و معماری اینکاها را در خود جای داده که از مهمترین آنها میتوان به «معبد بزرگ مرکزی»، «معبد سه پنجره»، «معبد خورشید» و آرامگاههای سلطنتی تشکیل شدهاست.
در این بخش همچنین قطعه سنگی موسوم به «سنگ اینتیهواتانا» وجود دارد(عکس زیر) که اطلاعات باارزشی درباره دانش نجوم و ستارهشناسی اینکاها در اختیار کارشناسان گذاشته است. این سنگ به طور دقیق نقاط اعتدال پاییزی و بهاری (زمانی که روز و شب طول یکسانی پیدا میکنند) و دیگر پدیدههای نجومی را نشان میدادهاست.
شیوه کارکرد این سنگ که بر فراز ستونی قرار دارد به این ترتیب است که در ظهر روز 21 مارس (اعتدال بهاری) و 21 سپتامبر (اعتدال پاییزی) خورشید درست بر فراز ستون و روی سنگ اینتیهواتانا قرار میگرفته است، به طوری که سنگ و ستون هیچ سایهای تشکیل نمیدادهاند
از آن جا که تنها گروه کوچکی از بزرگان اینکا از وجود ماچوپیچو اطلاع داشتند و در اسناد و مدارک به جا مانده از اینکاها هم نامی از این شهر به میان نیامده است، فاتحان اسپانیایی هیچگاه به وجود این قلعه که به صورت منفرد بر فراز کوههای آند ساخته شدهاست و 70 کیلومتر با نزدیکترین شهر، یعنی شهر کوسکو فاصله دارد، پی نبردند.
به همین خاطر تا سال 1911 هیچ کس از وجود ماچوپیچو اطلاع نداشت. در این سال هیرام بینگهام، کاشف آمریکایی و استاد تاریخ دانشگاه ییل که مشغول مطالعه جادههای قدیمی به جا مانده از اینکاها در منطقه بود، به طور اتفاقی و با راهنمایی یکی از سرخپوستان بومی، ماچوپیچو را کشف کرد. بینگهام پس از کشف ماچوپیچو چند بار دیگر به آن سفر کرد و تا سال 1915 در این محوطه به حفاری و مطالعات باستانشناسی پرداخت.
بینگهام چندین کتاب و مقاله در مورد ماچوپیچو نوشت که کتاب مشهورش با عنوان « شهر گمشده اینکاها » تا مدتها در فهرست کتابهای پرفروش قرار داشت. اما شهرت ماچوپیچو هنگامی عالمگیر شد که مجله نشنال جئوگرافیک کل شماره آوریل 1913 خود را به معرفی این محوطه باستانی اختصاص داد.